|
شاه عباس بعضی شبها لباس درويشی میپوشيد و به طور ناشناس در محلههای شهر میگشت تا اوضاع و احوال مردم را از نزديك ببيند. شبی از شبها در محلهای قديمی, چشمش به نوری افتاد كه از لای در خانهای بيرون میزند. از شكاف در نگاه كرد. پيرمردی ديد كه بر سر سفره نشته و نان و غذا و آبی جلويش است ....
ادامه مطلب  |